خرید انترنتی مجموعه فیلم های تاریخی و مذهبی - باستانی و ایران باستان خرید اینترنتی پستی مجموعه 3.300 کتاب تاریخی، مذهبی، فلسفی، عرفانی و سیاسی خرید انترنتی مجموعه فیلم های تاریخی و مذهبی - باستانی و ایران باستان
0
این نگاره توسط دانلود نرم افزار Free Download رایگان در تاریخ 27م شهریور، 1390 و در دسته "Download + Download دانلود + Downloads + دانلود + دانلود رایگان + دانلود نرم افزار + دانلود نرم افزار های رایگان و مجانی + دانلود نرم افزار های مجانی" ارسال شده است.

نویسنده :
بسم الله الرحمن الرحیم

اثرات جسمانی و مادی موسیقی :

همان گونه که گفتیم در این باب ، اثرات موسیقی را ازجنبة فیزیکی و جسمانی نیز بررسی خواهیم کرد ولی برای این که بتوانیم زیان های جسمی موسیقی را بیان کنیم ابتدا به مقدمه ای باید اشاره کنیم: در بدن انسان، یک سلسله اعصاب وجود دارد که به آن، سلسله اعصاب نباتی می گویند. سلسله اعصاب نباتی به دو دسته تقسیم می شوند :

1ـ اعصاب سمپاتیک.
2ـ اعصاب پاراسمپاتیک.

اعصاب سمپاتیک وظیفه اش تنگ کردن مردمک چشم، جلوگیری از ترشح ، بالا بردن فشار خون ، تنگ کردن ضربان قلب و… می باشد و باعث می شود که انسان در کارهای زندگی بیدار و در امور،کوشا و فعّال باشد. اعصاب پاراسمپاتیک برعکس اعصاب سمپاتیک عمل می کند . ارمغان آن برای انسان، رخوت وسستی و بی حالی،خواب، غفلت، سهو و نسیان و اندوه حزن و بیهوشی است و وظیفه اش انقباض عضلات صاف ، ایجاد ترشح ، تقلیل فشارخون، تنگ کردن مردمک چشم و کند کردن ضربان قلب و… می باشد(28)
بدیهی است وقتی از خارج تحریکاتی روی اعصاب شروع می شود اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک به میزان تحریکات خارجی تعادل خود را از دست داده پائین یا بالا می روند. ازجلمه تحریکات خارجی که منجر به عدم تعادل بین اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک می شود ارتعاشات موسیقی است که باعث اثراتی دربدن می شود که ما به گوشه ای از آن ها اشاره خواهیم کرد:

1ـ ضعف اعصاب:

از بین رفتن تعادل بدن که منوط به مختل شدن تعادل و توازن بین دو سیستم اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک است منجر به پدید آمدن ضعف اعصاب می شود. دکتر «آرنولدفریدمانی» پزشک بیمارستان نیویورک ورئیس کلینیک سردرد، باکمک دستگاههای الکترونی تعیین امواج مغز و تجربیاتی که بدست آورده ثابت کرده که یکی از عوامل مهم خستگیهای روحی و فکری و سردردهای عصبی، گوش دادن به موسیقی رادیو است مخصوصاً برای کسانی که به موسیقی آن دقّت وتوجّه می کنند(29)
شورای ملّی تحقیقات کانادا هم نتایجی از تحقیقات خود اعلام کرده که قابل توجّه است : صدای موسیقی ، هر قدر هم که ضعیف باشد ، آشفتگی فوق العاده شدیدی در کار مغز ایجاد می کند ، صدای ملایم موسیقی حتّی در موقع خواب دشمن سلامت است. خطرناک ترین و بدترین عذاب برای کسی که به خواب رفته است، صدای آهستة موسیقی درحال پخش است(30)

2ـ عمرکوتاه:

گفته می شود عمر متوسّط انسان، حدود 120سال می باشد ولی علل وعوامل مختلفی درکاهش یا افزایش این مقدار مؤثر است . عواملی چون تغذیه،تفریح ،خنده،گناه و…

امام صادق (ع ) می فرمایند: «بَیتُ الغِنا لا تؤمنُ فیهِ الفَجیعةُ وَ لاتُجابُ فیه الدَّعوَةُ وَلایَدخُلُهُ المَلَکُ(31). «خانه ای که در آن غنا باشد، از مرگ و مصیبت دردناک ایمن نیست و دعا در آن به اجابت نمی رسد و فرشتگان وارد آن نمی شوند».

طبق یافته های دانشمندان نیز از جملة عوامل کاهش طول عمر انسان، سرو صداها و صدای موسیقی می باشد به طوری که اکثرموسیقی دان ها به نصف عمر طبیعی هم نرسیده اند و بعضاً با عوارض و مرگ ناگهانی از دنیا رفته اند، حتّی در قرون قبل هم که مردم از این آلودگی ها به دور بوده ودارای عمرهای طولانی بوده اند، کار گزاران موسیقی از عمرطبیعی محروم بوده اند. آمارهایی که در این زمینه اعلام شده است مؤیّد این مطلب است که نوع موسیقی دانان، دارای عمرهای کوتاهی بوده اند و ما دراین نوشتار به جهت اختصار ، فقط به ذکر نام برخی از این موسیقی دانان بسنده می کنیم تا فقط شواهدی بر این مطالب ذکر شده، ارائه شده باشد و عزیزان را جهت اطّلاعات بیشتر به کتب مربوطه(32) ارجاع می دهیم.

تذکر:

الف ـ البتّه ممکن است ازموسیقی دانان کسانی هم باشندکه عمرآنها بیش از اینها بوده باشد ولی در این مورد آن چه راکه غالب بوده درجدول، بیان کرده ایم.

ب ـ ممکن است علّت مرگ همة افراد ذکر شده ، صرفاً موسیقی نبوده و علل دیگری نیز دخیل باشد ولی آن چه مسلّم است یکی از عوامل آن را می توان موسیقی ذکر کرد.

نام تاریخ تولد تاریخ مرگ مدت عمر ملیّت
لئونارد دولئو 1694 1744 50 سال ایتالیایی
پرگولوزی 1710 1736 26 سال ایتالیایی
هرولد 1791 1833 43 سال فرانسوی
ژرژبیژه 1838 1875 37 سال فرانسوی
مندلسن 1809 1847 38 سال آلمانی
بتهون 1770 1826 56 سال آلمانی
اسکریابین 1872 1915 43 سال روسی
ایوانویچ گلینکا 1804 1857 53 سال روسی
مک داول 1861 1908 47 سال آمریکایی
جان فیلد 1782 1837 55 سال آمریکایی
توماس مورله 1557 1602 45 سال انگلیسی
هنری پرسل 1658 1695 37 سال انگلیسی
حبیب الله بدیعی 1312 1371 59 سال ایرانی
ناصر عبداللّهی 1349 1386 37 سال ایرانی

در ضمن، این اسامی از کتاب تأثیر موسیقی بر اعصاب وروان، استخراج شده است.

3 ـ گرایش به مواد مخدّر :

بسیاری ازموسیقی دانان به علّت عارض شدن ضعف اعصاب گرایش به مواد مخدّر پیدا کرده تا شاید درمانی برای این بیماری پیداکنند. مواد مخدّر در نگاه اول مسکّن خوبی برای اعصاب وروان است لذا غافل از مضرّات زیاد آن ، به آن روی آورده و در دام آن گرفتار می آیندکه البتّه خود مواد مخدّر نیز درکاهش قوة بینایی نقش دارد و مضرّات مواد مخدّر ، خود فصل جداگانه ای می طلبدکه از گنجایش بحث خارج است.

4 ـ ضعف چشم :

از جمله حسّاسترین اعضای بدن چشم ها و گوش ها هستند. حرکت چشم ها توسط اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک انجام می شود و گفته شدکه بوسیله ارتعاشات موسیقی تعادل این سیستم به هم می ریزد و موجب ضعف اعصاب می شود ، ادامه این عملکرد موجب تأثیرات عمیق دراین اعضای حسّاس و در نتیجه با عث ضعف چشم و حتّی کوری می شود.

5 ـ فشارخون :

یکی دیگر از عوارض موسیقی پیدایش بیماری فشار خون است که البتّه این هم عوامل مختلفی دارد و موسیقی یکی ازآن عوامل است. این مسئله را پزشکان با بررسی های خود دریافته اند و به کسانی که با موسیقی و سر و صدای زیاد در ارتباط اند در مورد عوارض آن هشدار داده اند. دکتر «گورلدواین» پس از مطالعات زیاد به این نتیجه رسید که رادیو، علّت اساسی فشارخون به شمار می رود و برای اطمینان از این موضوع بازوبند فشار خون را به خود بست و این نتیجه بدست آمد که هر قدر انسان از یک قطعة موسیقی بدش بیاید، همان اندازه فشار خون او بالا می رود.
دکتر «واین» از تغییر فشار خون در اثر شنیدن چند قطعة موسیقی درتعجّب بود و بالأخره برای این که دچار خطر رادیو نشود رادیو را خاموش کرد. از همه مهمتر مشاهده حالات روانی خود موسیقی دانان است که بزرگترین نمایش تجربیات و آزمایش های علمی و عملی است که زیان موسیقی را در این قسمت برای ما تشریح می کند ، زیرا آنها به تدریج ،گرفتار اختلالات عصبی و حسّاسیّت های بی جا شده و در نتیجه، اغلب دچار انقباض عروق و فشارخون و سکته های مغزی گردیده و حتّی بعضی ها در هنگام نواختن موسیقی، فشار خون آنها بالارفته و در اثر سکتة ناگهانی جان خود را فدای تحریکات و ارتعاشات موسیقی کرده اند.

آیا همین سکته های نوازندگان، در هنگام اجرای برنامه های موسیقی؛ خود ،دلیل بارز دیگری نیست ، مبنی براین که موسیقی تا چه اندازه در ایجاد فشار خون مدخلیّت دارد؟
این ها بخشی از مضرّات موسیقی بود، چراکه موسیقی، مضرّات دیگری را نیز به همراه دارد، ازجمله: مشکلات مغزی ، مشکلات قلبی ، تهییج و…که به جهت جلوگیری ازاطالة کلام به همین مقدار بسنده و از توضیحات بیشتر خودداری می نماییم.

موسیقی و کمال انسان

برخی برای توجیه استماع موسیقی آن را برای بدست آوردن حال و مقام ،مفید دانسته و می گویند : چه مانعی داردکه برای رهروان حق و حقیقت در ابتدای کار، موسیقی و سماع برای تحصیل حال تجویز شود؟

پاسخ :

کدامین منطق واقع بینانه می گوید که تعلیم و تربیت هایی که به وسیلة عمل خارجی و گفتار صحیح و روشن صورت می گیرد،حذف شود و به وسیلة موسیقی و سماع که فاقد محتوا بوده و تنها با شکل خوشایندش خیالات راتحریک می کند، تحوّل واقعی در انسان به وجود آورده شود؟ اگر شما برای اشخاص احمق و کسانی که از نیروی اندیشه و تعقّل محرومند، صدها هزار آهنگ پر معنی وزیبا بنوازید ، چه تأثیر مثبت در آنان ایجاد خواهد کرد؟ درنتیجه برای به ثمررسیدن تعلیم و تربیت مجبور هستیم قوای دفاعی و خودِ روان را تقویت کنیم ، نه خیالات و تجسمیّات و ناهشیاریهای تصنّعی را….

بهترین دلیل این مدّعا(که هر اندازه موسیقی، آدمیان را به خود مشغول بدارد، ازحالات روحانی وملکوتی خالص آنان می کاهد) وضع روانی اکثریت قریب به اتفاق مردم دوران معاصر ماست که به جهت گسترش موسیقی در شرق و غرب ،حتّی متأسّفانه درهمة کشورهای اسلامی یک حالت لذّت گرایی و تأثیر پذیری از موسیقی ، روان آنان را فرا گرفته و از وجد و هیجانات و شهودهای عالی ملکوتی والهی آنان به طور وحشتناک کاسته است. (34)

همچنین اگر قرار بود که موسیقی ، عاملی در تکامل انسان باشد و وسیله ای برای رسیدن به مقامات الهی باشد بدون شک ، رهبران ما یعنی معصومین (علیهم السّلام) این مطلب را برای پیروان خویش بیان می فرمودند و از بیان این مسئله فرو گذار نمی کردند چرا که آنان برای رساندن انسان ها به کمال حقیقی خویش آمده اند و اگر چیزی را که باعث رسیدن انسان به کمال است ذکر نکرده باشند نقض غرض خواهد بود. لذا نمی توان این حرف را پذیرفت.

مسئلة دیگراین است ؛که درست است موسیقی یک هنر است ولی ازطرف دیگر، فقط یک محرّک برای روح و روان انسان است . به عبارت دیگر موسیقی چیزی را به انسان نمی دهد وآن حالات مختلفی را که برای موسیقی گفته شد به او اعطا نمی کند بلکه صرفاً یک محرّکی است که آن حالاتی را که در انسان ها وجود دارد تحریک می کند و بر می انگیزد.پس موسیقی دارای دو جنبه است :

1ـ جنبة شکل روانی آن.
2ـ جنبة محتوایی آن.

و امّا شکل روانی موسیقی ،آن تأثیری است که انسان در درون خود ، با شنیدن موسیقی احساس می کند.

امّا محتوای موسیقی چیست؟

وقتی که آهنگ حماسه ای نواخته می شود، آیا این آهنگِ حماسه ای مانند مارش، در درون خود چیزی که واقعیت داشته باشد به من می دهد یا مانند کلمات یا عدوات قراردادی تأثیری در من به وجود می آوردکه حالت حماسه ایِ مرا می جوشاند؟ من می جوشم ، نه این که محتوای موسیقی این حالت را در من به وجود می آورد، بلکه عامل محرّک احساسات و هیجانات من عبارت است از واحدهای مربوط به آن حماسه که در محیط زندگی ام چه از سرگذشت خود و چه از تاریخ ملّت و قومی که جزئی ازآن هستم ،به وجودآمده است ، یا تاریخ ملّت خود. پس موسیقی محتوای حماسه و محبّت و عشق و اندوه نیست ، بلکه این عناصر رسوب یافته دردرون من است که با ورود امواج موسیقی در درونم می جوشد و تحریک می شوم. این است معنای آن که می گوید موسیقی شکل دارد ولی محتوا ندارد یا محتوا وشکل در موسیقی یکی بیش نیست .(35)

فصل چهارم : نظرعلمای اسلام و دانشمندان غرب راجع به آثارموسیقی:

حال که با اثرات موسیقی برجسم و روان انسان آشنا شدید ، سراغ دانشمندان غرب و علمای اسلام خواهیم رفت تا نظرات آنها را نیز راجع به موسیقی بدانیم.

« امام خمینی(ره) »: « از جمله چیزهایی که مغز جوان ها را تخدیر می کند، موسیقی است … موسیقی، انسان را از جدّیت بیرون می برد. یک جوان که عادت کرده روزی چند ساعت را با موسیقی سروکار داشته باشد، یک جوانی که اکثر اوقاتش را پای موسیقی بنشیند … از مسایل زندگی و از مسایل جدّی به کلّی غافل می شود عادت می کند همان طورکه به مواد مخدّر عادت می کند…موسیقی با تریاک فرقی ندارد، تریاک یک جور خلسه می آورد و این یک جور خلسه می آورد… نباید دستگاه تلویزیون، جوری باشد که 10 ساعت موسیقی بخواند….این عذر نیست که اگر موسیقی نباشد در رادیو، آنها می روند از جای دیگری موسیقی می گیرند حال اگر از جای دیگر می گیرند، ما باید به آنها موسیقی بدهیم؟…جوانی که به موسیقی عادت کرد دیگر نمی تواند کار انجام دهد ، دیگرنمی تواند قاطع باشد». (36)

« امام خامنه ای(حفظه الله) »: « به نظرم می رسد که موسیقی می تواند گمراه کننده باشد، می تواند انسان را به شهوات دچار کند ، می تواند انسان را غرق در ابتذال و فساد و پستی کند ؛ می تواند هم این نباشد و می تواند عکس این باشد . مرز حلال و حرام اینجاست».(37)

« علّامه جعفری(ره) »: «عمدة جذّابیّت و لذّت موسیقی و انبساط آوردن آن ، معلول سلب هشیاری به واقعیتهای درون ذات و برون ذات و هم چنین سلب اختیار است…در حالی که موسیقی ها حتّی روحانی ترین آنها با دو حقیقت مزبور (هشیاری واختیار) سازگار نیست و این اصل را همة ما می دانیم که هیچ حرکت ناهشیارانه و جبری نمی تواند تکاملی باشد، اگر چه با نظر به عوامل گوناگون ، دارای لذّت و جذّابیّت بوده باشد. جنبة تخدیری موسیقی را نیز می توان در نظر گرفت ، لذا اگر درحال جذبة موسیقی، ذکر الله اکبر را به زبان بیاوریم ، هیجان و تأثّر از موسیقی مانع ازآن خواهد بود که ما معنای آن ذکر مقدّس را به طور معیّن و مستقیم درک کنیم و با همة قوای مغزی وروانی متوجّة آن باشیم». (38)

«ناپلئون هیل» (نویسندة آمریکایی) : «ده چیز است که باعث هیجان و تحریک مغز می شود این وسائل ده گانه که مغز انسان را به هیجان و فعّالیّت وادار نموده و نوسانات آن را به اعلا درجه می رساند عبارتند از:
1ـ اشتیاق وعلاقة جنسی 2ـ … 3 ـ … 4ـ موسیقی 5 ـ …»(39)

پروفسور«ولف آدلر»( استاد دانشگاه کلمبیا) : « بهترین و دلکش ترین نواهای موسیقی، شوم ترین آثار را روی سلسله اعصاب می گذارد….موسیقی علاوه براین که سلسله اعصاب ما را در اثر جلب دقّت خارج از حدّ طبیعی آن سخت خسته می کند، عمل ارتعاش صوتی که در موسیقی انجام می شود تولید عرقی خارج از حدّ طبیعی در پوست ایجاد می نماید که بسیار زیان بخش است و ممکن است مبدأ امراض دیگری قرارگیرد» (40)

«هگل» (فیلسوف شهیر فرانسوی) می گوید: «ادبیات عالی ترین هنرها، و موسیقی پست ترین هنرهاست زیرا اولی بیش از همه با فکر و معنا سر وکار دارد و موسیقی با حقیقت و معنا سر و کار ندارد». (41)

فصل پنجم : موسیقی درمانی

در مقابل همة این حرف هایی که زده شد و همة مضرّاتی که برای موسیقی گفته شد عده ای نیز ادعا می کنند که موسیقی در درمان بسیاری از بیماری ها کاربرد دارد والبتّه امروزه یکی از بحث های مهم، همین بحث درمان، بوسیله موسیقی است که اصطلاحا به آن موسیقی درمانی گفته می شود. و یا گفته می شود که پخش موسیقی در گاو داری ها بر روی شیر دهی گاوها تأثیر داشته و مقدار شیردهی آنان را افزایش داده است و از این قبیل مسائل. دراین موردتوجه به چند نکته لازم می باشد:

اولا باید دیدکه این ادعاهای مطرح شده تا چه حد صحّت و سقم دارد و تا چه حد از جنبه های تبلیغاتی برخوردار است.

ثانیاً بسیاری از روانپزشکان معترف اند به این که نتیجه درمان با موسیقی بسیار ضعیف است چنان که «اسکریل» در این زمینه می گوید: «من اقرارمی کنم که عدم موفّقیّت هایی در زمینه درمان با موسیقی وجود دارد ولی باید در ضمن، اثر تسکین دهنده و مشغول کننده آن را نیز درنظرداشت(42)».

ثالثا ًباید نسبت بین کسانی راکه بوسیلة موسیقی درمان شده اند وکسانی که از این طریق دچار بیماری های روحی شده اند سنجید و مقایسه کرد و دیدآمار کدام یک بیشتر است. در این صورت با مشاهدة آمار زیاد بیماران خواهیم دید که آمارشان قابل مقایسه نیست . در ضمن ، برفرض تأثیر مناسب داشتن، یا این گونه است که آن موسیقی ، موسیقی طبیعی است یا موسیقی هنری است که انسان براستماع آن مجاز باشد ، نه هرموسیقی. و این گونه موسیقی ها نیز نه برای هر شخصی بلکه برای یک عدة خاصی که پزشک متعهدی برای او تجویز کرده باشد مفید خواهد بود. لذا این گونه نیست که هر شخصی بتواند هر نوعی از موسیقی را که خواست به این بهانه گوش دهد. همچنین شاید بیماری هایی از این طریق درمان شود ولی ما فقط ظاهر قضیه را می بینیم و مضرات آن را نمی بینیم. مثل درمان، با قرص ها که ظاهرا بیماری، بواسطه آن رفع می شود ولی در واقع، یک عارضه دیگری پیدا می شودکه شاید در کوتاه مدت ، متوجه آن نشویم ولی در دراز مدت اثر خود را بگذارد.

کارکرد موسیقی در درمان نیز محدوده خاص زمانی و کاربردی دارد و استفاده بلند مدت و بی پروای آهنگهای مختلف، بویژه آهنگ های پرتنش، مورد تجویز هیچ درمانگری نیست.
در مورد موسیقی و افزایش شیر گاو هم باید گفت : همان دانشمندانی که افزایش شیر گاو را بر اثر موسیقی اثبات کرده اند بعدها پائین بودن کیفیّت آن شیر و شیری را که غیر طبیعی دوشیده شود اثبات کرده اند.(43) هم چنین عمرگاوها پائین تر آمده است.

درنهایت می توان گفت : ممکن است موسیقی دارای اثرات مثبتی برای انسان باشد ولی آیا باید فقط به اثرات مثبت آن نگاه کرد؟ در مورد شراب هم قرآن ، فرموده : منافعی برای مردم دارد(44) و شاید هم حتّی در برخی مراکز، تجویز شود ولی قرآن در ادامه می فرمایدکه ضرر وگناهش بزرگتر از نفعش هست .

لذا هرآن چه را اگر چه دارای منافعی نیز باشد نمی توان مطلقاً مفید دانست و باید جنبه های دیگر آن را نیز در نظرگرفت. و بالأخره این که نمی توان منکر تأثیر موسیقی و حتّی لذّت موسیقی شد و این مسئله، حل شده است ولی بحث اصلی راجع به آن دسته از موسیقی هایی بود که هم از نگاه شرع و هم ازنگاه دانشمندان مذمّت شده بود که در اثر تخریبی چنین موسیقی جای تردید نیست و عمده مضراتی هم که گفته شد به همین قسم از موسیقی بر می گردد.

یک نکته نیز حائز اهمیّت می باشد وآن این که اگرچه در این مقاله از زاویه فقهی کمتر به این مسئله توجّه شد ولی باید دانست که آن چه راکه شرع از آن نهی کرده حتّی اگر از لحاظ علم تجربی عکس آن اثبات شود نباید فریب خورد و امرشرع را غیرعلمی قلمدادکرد بلکه باید تابع محض دستورات الهی بود حال علم ، آن را اثبات کند یا نه. و اما در مورد دیگر موسیقی ها همان طورکه ملاحظه شد عده ای این گونه موسیقی را نیز رد کردند ولی درمقابل، عده ای نیز به چنین موسیقی خرده نگرفته و حتی برخی از آن استقبال کرده اند.

نتیجه گیری

واقعیت این است که اظهار نظر در مورد استفاده از موسیقی ،کار هرکسی نیست و باید به متخصص آن در این باب رجوع کرد ولیکن آنچه از گفتار بزرگان با وجود اختلافات در این مسئله می توان به دست آورد این است که می توان از موسیقی در مسیر صحیح آن استفاده کرد و آن را به طور مطلق طرد نکرد. ازطرفی درکلام رهبر معظّم انقلاب ازموسیقی به عنوان هنری که تلفیقی از دانش، اندیشه و فطرت خدادادی است تعبیر می شود و پایة آن پایة الهی دانسته می شود.(45) لذا می توان از این هنر برخاسته از فطرت خدادادی استفادة بهینه کرد.

ازطرف دیگر، امروزه دنیای غرب و استعمارگر از این هنر متعالی درراستای اهداف سوء خود، استفاده ابزاری زیادی کرده و برای پیاده کردن اهداف شوم خود از این راه به عنوان یکی ازمؤثّرترین راه ها برای تأثیرگذاری بر روی جوانان بهره های فراوانی برده است و تا حدود بسیار زیادی نیز از آن نتیجه گرفته ، ولیکن متاسفأنه درکشورهای درحال توسعه وکشورهای شرق این مسئله مورد غفلت قرار گرفته وآنها فقط به عنوان بازیگر برای کارگردانان اصلی ایفای نقش می کنند و در واقع آنان پذیرنده آن چیزهایی هستند که به آنها القا و قالب می شود و از خودشان در ین زمینه ها تولیداتی ندارند. لذا این گونه کشورها نیز می توانند با استفادة مطلوب از این هنر و تولید موسیقی های مناسب و دارای محتوا از آن به عنوان یکی از راه های انتقال مفاهیم و فرهنگ خود استفاده کنند. چه این که به لحاظ علمی، صوت و موسیقی نوعی موج است و موج نیز یکی از راه‌های انتقال انرژی شناخته شده است که البته در رابطه با انتقال انرژی و استفاده از این روش بحث گسترده ای نیاز است و از حوصلة بحث، خارج است.

به هرحال بحث موسیقی از دورترین زمان ها مطرح بوده است . در دوران پیامبران و بعد از آن دوره ، در دوران ائمّه(علیهم السّلام) و تا به امروز ادامه داشته است و این گونه نیست که یک بحث تازه مطرح شده باشد. در این باب، اقوال زیادی نیز مطرح است که در این مقاله سعی شد در حد وسع ، به این بحث پرداخته شود و از مطرح نمودن جنبه های دیگر موسیقی به دلیل عدم گنجایش این نوشتار صرفنظر شد . امید است خداوند متعال، ما را عالم و عامل به وظایف قرار دهد.

پی‌نوشت‌ها:

28.نگاهی به موسیقی ، ص36.
29. سلامتی وطول عمر دراحکام اسلام، ص82و83.
30. تأثیرموسیقی براعصاب وروان،ص 73به نقل از روزنامه اطلاعات،شماره12754.
31.کافی،ج6،ص1655،ح15ووسائل الشیعه،ج12،باب99،ص225،ح1.
32. سعدی حسنی، تاریخ موسیقی ـ عبداللهی خوروش، حسین ،تاثیر موسیقی براعصاب وروان.
33. تاثیرموسیقی براعصاب وروان،ص110و112.
34. موسیقی از دیدگاه فلسفی وروانی، ص147ـ 148.
35. همان،ص 53 و54.
36. موسوی خمینی ،روح الله،صحیفه نور،ج5،ص241وص243و ج7ص245.
37.نکته های ناب،ص 103.
38.موسیقی ازدیدگاه فلسفی وروانی،ص 56ـ57.
39. هیل،ناپلئون، راه توانگری ،ترجمة علی تعاونی،ص86.
40.مجله دیمانش ایلوستر ،چاپ پاریس ،شماره 630.
41.هگل،مبانی فلسفه، ص 407.
42. تأثیرموسیقی براعصاب وروان،ص 32.
43. سلامتی وطول عمردراحکام اسلام،ص88 و92.
44. بقره(2)،آیة219.
45. نکته های ناب،ص 105.

فهرست منابع
1ـ قرآن مجید، عثمان طه، چاپ8، ترجمة مهدی الهی قمشه ای، انتشارات پارسایان، قم، 1386.
2ـ جعفری ،محمد تقی ، علّامه، موسیقی از دیدگاه فلسفی و روانی، چاپ4، مؤسسة تدوین و نشرآثارعلّامه جعفری ، تهران، 1385 .
3ـ شریعت موسوی، مصطفی،آیت الله، نظری به موسیقی ازطریق کتاب وسنّت، چاپ اول، نشراسماعیلیان،
بی جا،1372.
4ـ طباطبائی، محمد حسین، علّامه، ترجمة تفسیر المیزان، چاپ 21، ترجمة محمد باقر موسوی همدانی، جلد 13، دفتر انتشارات اسلامی، قم، بهار85.
5ـ طاهری، مهدی، سلامتی وطول عمردراحکام اسلام، چاپ2، انتشارات گلهای بهشت، قم،1386.
6ـ عاملی، محمدبن حسن، شیخ حر، وسائل الشّیعه، بی چا، جلد5 و12، نشرمکتبة الإسلامیّة، تهران،1382.
7ـ عبداللّهی خوروش،حسین،تأثیرموسیقی براعصاب وروان،چاپ 9، نشربادران،اصفهان،1387.
8 ـ فاضل لنکرانی، محمد،آیت الله العظمی، جامع المسائل، چاپ دوم، جلد2، بی نا، بی جا،1375.
9ـ فیض مشکینی ، علی اکبر، آیت الله، نصایح، چاپ18، ترجمة آیت الله احمدجنّتی، دفترنشرالهادی، قم،1378.
10ـ قدّوسی زاده، حسن، نکته های ناب، چاپ7، جلد2، دفترنشرمعارف، بی جا،1388.
11ـ کلینی، محمدبن یعقوب، ابوجعفر، کافی، چاپ اول، جلد6، نشرمؤسسة انصاریان، قم،1384.
12ـ موسوی خمینی، روح الله، رهبرکبیرانقلاب، صحیفة نور، چاپ دوم، جلد5، تهران،1371 وجلد7 ، سازمان چاپ وانتشارات، تهران 1372.
13ـ مطهری، مرتضی، آیت الله، تعلیم وتربیت دراسلام، چاپ27، انتشارات صدرا، قم،1375.
14ـ. مجلسی، محمدتقی، علّامه،بحارالأنوار، چاپ سوم، جلد71وجلد79، بی نا، بیروت لبنان،1403ه.ق.
15ـ معین، محمّد، دکتر، فرهنگ فارسی معین، چاپ دوم ، جلد4، نشرثامن، تهران،1386.
16ـ محمدی نیا، اسدالله، بهشت جوانان، چاپ اول، انتشارات سبط اکبر، بی جا، بی تا.
17ـ محمودی، سیدمحسن، مسائل جدیدازدیدگاه علما و مراجع تقلید، چاپ3، نشرناصر، قم،1379.

منبع : راسخون

more پژوهشی در موسیقی و اثرات آن   قسمت دوم Tarikhema.ir
با تشکر از : انجمن های تخصصی پاتوق یو |‌ Patoghu Forums

مختلف :


"

بدون دیدگاه »

اندیشه خود را به یادگار بگذارید

- لطفاً به صورت پارسی بنویسید
- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید

تمامی حقوق این تارنما - محتوا و پوسته - متعلق به "تاریخ ما" می باشد
استفاده از نگاره های "تاریخ ما" تنها با پیوست لینک، ذکر نام نگارنده و عنوان تارنما مجاز است.
All Rights Reserved 2006 - 2011